X
تبلیغات
قمار عشق

قمار عشق

او دیگر مغرور و سرکش و من حوصله ی شرح قصه نیست.....


سرسبز دل از شاخه بریدم، تو چه کردی؟

افتادم و بر خاک رسیدم، تو چه کردی؟

 

من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل

روزی که به سوی تو دویدم، تو چه کردی؟

 

هرکس به تو از شوق فرستاد پیامی

من قاصد خود بودم و دیدم تو چه کردی

 

مغرور، ولی دست به دامان قیبان

رسوا شدم و طعنه شنیدم، تو چه کردی؟

 

«تنهایی و رسوایی»، «بی‌مهری و آزار»

ای عشق، ببین من چه کشیدم تو چه کردی؟

نوشته شده در شنبه هفتم اسفند 1389ساعت 15:45 توسط امیر| |

جشن اسفندگان(سپندارمذگان)

روز گرامیداشت زنان یادگار ایران باستان

بر تمامی زنان و دختران و دوشیزگان ایرانه مبارک باد

مخصوصا بر الهه عشق و مهربانی خودم

سمیرای عزیزم 

تقدیم به تو با تمام وجودم که سرشار از عشق توست

نوشته شده در جمعه بیست و نهم بهمن 1389ساعت 11:45 توسط امیر| |

ملال محبت

گاهی گر از ملال محبت برانمت       
دوری چنان مکن که به شیون بخوانمت


چون آه من به راه کدورت مرو که اشک

پیک شفاعتی است که از پی دوانمت

سرو بلند من که به دادم نمی رسی   دستم اگر رسد به خدا می رسانمت


پیوند جان جدا شدنی نیست ماه من

تن نیستی که جان دهم و وارهانمت


یکشب به رغم صبح به زندان من بتاب    تا من به رغم شمع سروجان فشانمت


ای غنچه گلی که لب از خنده بسته ای    باز ا که چون صبا به دمی بشکفانمت

----------------------------------------------
------------------------------------
-----------------------
-----------
-----
---
-
نوشته شده در جمعه بیست و دوم بهمن 1389ساعت 18:44 توسط امیر| |

دلتنگم

خرابم داغونم

اونقد که تو ذهن و افکار کسی نمیگنجه

برای کسی که به یادش سرمو رو بالش گذاشتم

صبح به عشقش بلند شدم

نمیدونم چرا نتونستم عشقمو بهش ثابت کنم

کسی که خیلی اذیتش کردم

اره خیلی اذیتش کردم

دیگه منو نمیخواد

فقط خدا کنه همیشه خوشحال باشه .بخنده

راستش گریه که میکرد دنیای من خراب میشد زیرو رو میشدم

شب و روزمو گم میکردم خراب میشدم...

ولی از تو میخوام

خدای بزرگ همیشه اونو مورد لطف و عنایت خودت قرار بدی 

خدایا من ارزومند ارزوهاشم ...

نوشته شده در یکشنبه هفدهم بهمن 1389ساعت 23:6 توسط امیر| |

بسیاری از جوانان تصور می‌کنند که زندگی مشترک وشرایط به وجود آمده در زمان ازدواج مانند شرایطی است که در زمان دوستی یا نامزدی بین دو طرف حاکم بوده است و مقایسه بین این دو شرایط برای تعدادی از زوج ها باعث شده تا بدبینی خاصی نسبت به زندگی مشترک داشته باشند . در حالی که دنیای دوستی و نامزدی دنیای بسیار متقاوتی از زندگی مشترک می‌باشد. دنیای دوستی دنیای رویاها و ایده آل هاست در حالی که زندگی مشترک دنیایی کاملا حقیقی و ملموس است . دنیایی که در آن خوبی ها و بدی ها در کنار یکدیگر است و تنها می‌توان با تلاش و کوشش و صبوری دنیای ایده آلی ساخت . دنیای دوستی سراسر شیرینی ، امید و شرایط مطلوب است . اینجا مرد مورد علاقه ات کاملا در اختیار توست . برای با تو بودن به اندازه کافی فرصت دارد تنها به تو می‌اندیشد و به همه خواسته هایت تن در می‌دهد . زن مورد علاقه ات به همان گونه است که تو می‌خواهی ، تنها به فکر توست و برای رضایت و خوشنودیت تلاش می‌کند در زمان دوستی از گذشته خود به راحتی صحبت می‌کردی ، از همه خواسته هایت بی پرده سخن به میان می‌آوردی و احساس می‌کردی که گذشته و حالت از خودت می‌باشد . و آزاد هستی تا در انتخاب خود تجدید نظر کنی . همه چیز را عاشقانه می‌نگریستی و از کمی ها و کاستی ها به راحتی می‌گذشتی چون باور داشتی که باید این زندگی رویایی را شیرین نگاه داشت و برای شیرین بودن آن باید از عیب ها گذشت . اما همین که وارد زندگی مشترک می‌شوی شرایط کاملا تغییر می‌کند . اینجا دیگر صحبت از تحمل کردن است . اینجا صحبت از یک عمر زندگی است . اینجا خوبی و بدی، شیرینی و تلخی و زشتی ها و قشنگی ها در کنار همدیگر است .

ادامه دارد.....

نوشته شده در پنجشنبه چهاردهم بهمن 1389ساعت 0:53 توسط امیر| |

آنقدر دوستت دارم

که هر چه بخواهی همان را بخواهم

اگر بروی شادم

اگر بمانی شادتر

تو را شاد تر می خواهم

با من یا بی من

بی من اما

شادتر اگر باشی

کمی

- فقط کمی -

ناشادم

  و این همان عشق است

عشق همین تفاوت است

همین تفاوت که به مویی بسته است

و چه بهتر که به موی تو بسته باشد

خواستن تو تنها يک مرز دارد

و آن نخواستن توست

و فقط يک مرز ديگر

و آن آزادي توست

تو را آزاد مي خواهم

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم دی 1389ساعت 10:18 توسط امیر| |

دوستت دارم ها را نگه میداری برای روز مبادا!

دلم تنگ شده را ، عاشقتم ها را

این جمله ها را که ارزشمندند الکی خرج کسی نمی کنی؟

باید آدمش پیدا شود !

باید همان لحظه از خودت مطمئن باشی و باید بدانی که فردا از امروز گفتنش پشیمان نخواهی شد

سنت که بالا می رود کلی دوستت دارم پیشت مانده ، کلی دلم تنگ شده و عاشقتم مانده که خرج کسی نکرده ای و روی هم تلنبار شده اند

فرصت نداری صندوقت را خالی کنی ، صندوقت سنگین شده و نمیتوانی با خودت بکشی اش

شروع میکنی به خرج کردنشان 

توی میهمانی اگر نگاهت کرد اگر نگاهش را دوست داشتی

توی رقص اگر پابه پایت آمد اگر هوایت را داشت اگر با تو ترانه را به صدای بلند خواند

توی جلسه اگر حرفی را گفت که حرف تو بود اگر استدلالی کرد که تکانت داد

در سفر اگر شوخ و شنگ بود ، اگر مدام به خنده ات انداخت و اگر منظره های قشنگ را نشانت داد 

برای یکی یک دوستت دارم خرج میکنی برای یکی یک دلم برایت تنگ می شود خرج میکنی ، یک چقدر زیبایی یک بامن می مانی ؟

بعد می بینی آدم ها فاصله می گیرند ، متهمت میکنند به هیزی .... به مخ زدن ، به از اعتماد آدما سوء استفاده کردن ، به پیری و معرکه گیری

اما بگذار به سن تو برسند

بگذار صندوقچه شان لبریز شود ، آن وقت حال امروز تو را می فهمند ، بدون این که تو را به یاد بیاورند


غریب است دوست داشتن

و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن 

وقتی می دانیم کسی با جان و دل دوستمان دارد

و نفس ها و صدا و نگاهمان در روح و جانش ریشه دوانده

به بازیش می گیریم هر چه او عاشق تر ما سرخوش تر ، هر چه او دل نازک تر ما بی رحم تر

تقصیر ما نیست 

تمامی قصه های عاشقانه را اینگونه به گوشمان خوانده اند


نوشته شده در سه شنبه هفتم دی 1389ساعت 15:40 توسط امیر| |

قالب وبلاگ : قالب وبلاگ